سیستم های اینتر کام

Afbeeldingsresultaat voor ‫سیستم های اینترکام‬‎با پيشرفت صنعت و گسترش مراکز صنعتي و ادارات و کارخانجات جهت ايجاد هماهنگي و مديريت بهتر در اين فضاها نيازهاي جديدي نمايانگر گرديد، از آن جمله نياز به پخش پيغامها، اطلاعات و يا اعلان شرايط اضطراري در سطح عمومي و همچنين نياز به وجود يک سيستم ارتباط داخلي در محيط هاي صنعتي پايه هاي طراحي سيستم هاي پيجينگ و اينترکام شکل داد
امروزه با پيشرفت تکنولوژي اين دستگاهها داراي قابليت هاي متعدد جهت سهولت در ايجاد ارتباط با بهترين کيفيت مي باشند
به کمک اين سيستم امکان پخش يک پيغام از طرف اپراتور سيستم و يا هر يک از اينترکامهاي متصل به سيستم بر روي کليه و يا تعداد تعريف شده اي از بلندگوها مقدور مي باشد همچنين اپراتور دستگاه در صورت لزوم امکان برقراري ارتباط صوتي با هريک از اينترکامها را دارد و بصورت بالعکس هر يک از اينترکامها نيز امکان ايجاد ارتباط با اپراتور و يا هريک از اينترکامهاي ديگر متصل به سيستم را دارا مي باشند

:اين سيستم داراي قسمتها  و تجهيزات زير مي باشد

کنترل پنل سيستم پيجينگ و اينترکام –
کنسول اپراتور –
اينترکام –
بلندگو –
زنگ و چراغ چشمک زن –
تجهيزات جانبي از قبيل هود و پايه –
جعبه تقسيم –
کابل –

ترجمه همزمان (تورگاید)

Afbeeldingsresultaat voor ‫ترجمه همزمان (تورگاید)‬‎تجهیزات ترجمه و مترجم همزمان ، تورگاید (راهنمای تور) از جمله تجهیزات کنفرانسی می باشد که بعنوان سیستم ترجمه همزمان در سالنهای کنفرانس و آمفی تئاتر و در بازدید از کارخانجات و موزه ها بعنوان تورگاید (راهنمای تور) جهت انتقال صدای سخنران به افراد بصورت بیسیم (وایرلس) استفاده می گردد.
تجهیزات ترجمه همزمان  یا  تورگاید از یک گوشی بی سیم بهمراه  گیرنده کمری  و  یک میکروفن یقه ای بی سیم بهمراه فرستنده تشکیل شده است .
در  سیستم ترجمه همزمان ، میکروفن و هدفون بی سیم بصورت مستقیم با هم در ارتباط هستند و نیازی به دستگاه مرکزی ندارند .همچنین تورگاید بر روی باند UHF کار می نماید و از صدای شفاف و بدون نویزی برخوردار می باشد.

برخی مشخصات فنی سیستم تورگاید و ترجمه همزمان
* قابلیت استفاده بصورت متحرک و ثابت
* فرستنده – گیرنده باند فرکانسی ۴۷ مگاهرتز
* قابلیت ارسال – دریافت روی ۵ کانال مختلف برای ۵ زبان مختلف
* قابلیت پوشش بالغ بر ۳۰ متر با صدایی بسیار شفاف و واضح
* قابلیت پوشش فضایی بالغ بر ۷۰ متر با استفاده از WM-2110
* قابلیت نصب ۴ نوع میکروفن دستی پیجینگ ، یقه ای و هدستی
* گوشی برای اتصال به گیرنده با قابلیت نصب روی گوشی
* میکروفن یقه ای برای اتصال به فرستنده
* دارای نمایشگر وضعیت باطری
* امکان استفاده در دو حالت گردن آویز و کمری
* امکان تنظیم حساسیت خروجی گوشی – ورودی میکروفن
* کارکرد ۱۸ ساعت در صورت استفاده از باتری آلکالاین

ترجمه همزمان و تور گاید

دانلود کاتالوگ های سال ۲۰۱۶ کمپانی JTS

دانلود کاتالوگ های سال ۲۰۱۶ کمپانی JTS

JTS CATALOG DOWNLOADS

بیشتر بخوانید “دانلود کاتالوگ های سال ۲۰۱۶ کمپانی JTS”

تورگاید JTS

Afbeeldingsresultaat voor ‫تورگاید JTS‬‎

تورگاید JTS

         دستگاهی مناسب جهت سمینارها ترجمه و توضیح موضوعی برای ۱ یا چند گروه

با زبانهای مختاف

·         این دستگاه به سخنران این امکان را می دهد که به آ رامی صحبت کند و اعضای گروه

به صورت واضح و شفاف  صدا را بشنوند

·         با توجه به  بی سیم بودن این دستگاه  و. قابل حمل و نقل بو د ن آ ن در مساحتی به شعاع

·         ۱۵۰ متر در فضای باز و قابلیت ارتقاع تا ۱ کیلو متر می با شد

·         در ضمن دارای ۱۶ کانال فرکانسی می باشد که ذر باند UHF طراحی شده

·         موارد استفاده

·         ۱-موزه -۲-کارخانجات-۳-محیط صنعتی پر صر و صدا -۴-سمینار ها

·         ۵-تور های تو ریستی -۶-تور های زیار تی

·         که در ۳ مدل قابل عر ضه می با شد

ترجمه همزمان و تور گاید

نی هفت بند و شیو های نوازندگی آن

در بین انواع سازهای بادی ایرانی که از قدیم مورد استفاده قرار می گرفته مانند، مزمار، نرم نای، درازنای، سرنا و… تنها امروزه نی توانسته در موسیقی ایرانی و در کنار دیگر سازهای کلاسیک ایرانی مثل تار، سنتور، سه تار و کمانچه قرار بگیرد و به اصطلاح یک تنه نقش سازهای بادی را در ارکستر ایرانی ایفا کند.
دلیل این موضوع را از دو دیدگاه میتوان بررسی کرد. اول از جهت نوازندگان این ساز که توانستند خصوصیات و ویژگیهای نی را به نحو کامل و مطلوبی عرصه کنند و قابلیت آن را نشان دهند. به عبارت دیگر افرادی که به نوازندگی نی روی آوردند با ممارست بسیار تکنیکها و حالاتی که معمولا در موسیقی ایرانی اجرا میشود را به نی منتقل کردند.


دوم از جهت خود ساز که به دلیل فرم صدادهی و نیز در عین سادگی، کاملتر بودن آن نسبت به دیگر سازهای بادی ایران، توانست تمام آهنگها و نغمه های موسیقی ردیف دستگاهی ایرانی را به خوبی اجرا کند واینکه صدایی که از نی خارج میشود از لحاظ رنگ صدایی به خوبی با دیگر سازهای کلاسیک ایرانی ترکیب شد.


از قدیم نی را طبق الگوهای مختلفی می ساخته اند؛ یعنی از لحاظ طول، تعداد سوراخ و تعداد بندها، انواع گوناگونی، نی وجود دارد. به عبارت دیگر نی گاهی بلند یا کوتاه ساخته میشود و نیز برخی از انواع نی دارای ۶ یا ۷ سوراخ و گاهی داری ۹ سوراخ میباشد. از میان انواع نی، نی هفت بند، امروزه پرکاربردترین ساز بادی در ایران میباشد. نی هفت بند دارای ۶ گره، ۶ سوراخ و ۷ بند میباشد، که ۵ سوراخ آن در جلوی ساز و یکی نیز در پشت ساز قرار دارد.توضیح آنکه سوراخ ششم به این علت در پشت نی قرار دارد که بتوان با انگشت شست آن را به راحتی مهار کرد. از لحاظ اندازه هم این ساز به صورتهای مختلفی، طبق الگوهایی که به مرور زمان به وسیله نوازندگان کشف شده، ساخته می شود .


تعداد این الگوها ۱۳ عدد میباشد که از الگوی DOکوک یعنی بلندترین نی شروع و به صورت فواصل کروماتیک تا اکتاو بعد یعنی نی DOکوک کوچک که کوتاه ترین نی است،ساخته میشود.البته این بدان معنا نیست که نی هایی بلندتر یا کوتاهتر از فواصل فوق نتوان ساخت.


تنوع طولی نی به دلیل عدم امکان کوک کردن است؛ به همین جهت نی را در اندازه های مختلفی می سازند که این خلا برطرف شود. در واقع کوتاهی و بلندی نی مانند شل کردن و سفت کردن سیم سازهای زهی و مضرابی است، یعنی هر چقدر نی بلندتر باشد، صدای بم تری تولید و هر چه کوتاهتر شود صدای زیرتری تولید می کند.


تولید صدا از نی به دو گونه متفاوت است. حالت اول به اصطلاح فرم ” لبی” نام دارد که نوازنده در این روش نی را به صورت مایل روی لبهای خود قرار داده و با ایجاد یک باریکه هوایی بوسیله روزنه بین دو لب و برخورد این باریکه به تیغه سر نی، صدا تولید میکند. پهنای تیغه سرنی در این حالت هر چقدر دارای ضخامت کمتری باشد، صدای تولید شده از نی، شفافتر خواهد بود.


این شیوه نوازندگی بیشتر در ایلات و عشایر و بین چوپانان و به اصطلاح محلی ها رواج دارد. معمولا صدایی که بدین صورت توسط این قشر نوازندگان از نی تولید میشود، صدایی است نسبتا بلندتر از حالت طبیعی و همراه با ناخالصی. در موسیقی ردیف دستگاهی و کلاسیک ما نیز در ارکسترهای ایرانی این روش صدادهی، چندان معمول نبوده و نمیباشد.


حالت دوم به اصطلاح فرم “دندانی” نام دارد که همان تیغه سر نی در این روش به جای قرار گرفتن در روی لب، بین دو دندان پیشین نوازنده قرار میگیرد. باریکه هوایی را در این حالت به جای روزنه بین دولب،فاصله بین سقف دهان و زبان تولید میکند. این روش نسبت به روش اول از قدمت کمتری برخوردار است و احتمالا در اصفهان، نی نوازی به صورت دندانی ابداع و ترویج شده. زیرا تا آنجا که تاریخ نشان میدهد، اولین نوازنده های نی به سبک دندانی در اصفهان بوده اند مثل سلیمان اصفهانی، ابراهیم آقاباشی، نایب اسدالله اصفهانی، و استاد حسن کسائی که این نوع نوازندگی را به اوج تکامل خود (تا به امروز) رسانده اند.


نوازندگی با هر یک از این دو شیوه نسبت به یکدیگر معایب و محاسن خاص خود را دارد. هر چند شیوه دندانی روش متداول در بین نوازندگان حرفه ای نی است. ولی این موضوع را نباید دلیل بر نفی محاسن شیوه لبی در نوازندگی دانست.

تاریخچه ساز کهن ایرانی عود

● عود در تمدن قدیم
در فرهنگ قدیمی سومر عود یک آلت موسیقی شناخته شده نبوده است. نیاز به چنین سازی در حقیقت به دوره آکاد بر می گردد. سازی که توسط شاه شجاع استفاده می شد سازی جدید بود که “گودی” نامیده می شد، نامی که احتمالاٌ از زبان عربی استخراج شده است . مردمی که در آن دوره زندگی می کردند معتقد بودند که این ساز توسط قبایل کوچ نشین اختراع شده است زیرا سبک بوده و به راحتی حمل می شده است. به عقیده “اسطودور”این ساز باید از قفقاز آورده شده باشد. بالعکس “اسومیر”بر اساس عکسی از یک زن که در حال نواختن عود بود این نظریه را مطرح کرد که این ساز توسط نواحی غربی ساخته شده است. ولی در بین تمامی مجسمه های موجود مربوط به عصر برنز در سوریه، هیچکدام شخصی را که موسیقیدان باشد نشان نمی دهد.


به هر صورت امروزه توجه به دوره اسلامی معطوف می باشد، بر طبق یافته های “انیس اسپایک” که در سال ۱۹۷۲ مطرح گردید، طرحهایی که عود را نشان می دهند به طور معمول در روی ظرفهای گلی یافت شده در حفاری های شوش موجود می باشد. نوعی از عود با بدنه ای بیضی شکل موجود می باشد که به نظر می رسد توسط یک فرد خاص مانند یک ساحر نواخته می شده است. ساختار این عود توسط “ایخمان” در سال ۱۹۸۸ به دست آمد. این نوع عود در کناره هایش سوراخ نداشته است و کاسه آن بیضی شکل بوده است.


نوعی عود با کاسه ای گرد در لرستان وجود دارد که از برنز ساخته شده است. این نوع عود را می توان در یک نمایش عروسکی مربوط به دوره پارتیان نیز دید. برطبق فرهنگ مسوپوتامیا، مشابه عود را می توان در مصر دید. این ساز از زمان امپراطوری جدید دیده شده است. همینطور ظرفی نقره ای با زمینه ای مشابه در مازندران کشف شده است که از سال ۱۹۵۳ میلادی در موزه انگلیس بوده است. دالتون در کتاب “گنجینه اکسوس” و فارمر نیز در کتاب خود در مورد آن صحبت کرده اند. این ظرف تاریخی به بعد از دوره ساسانیان تعلق دارد. در زمینه پشت این ظرف یک فضای باز دیده می شود که نزدیک یک دریاچه و یک باغ است.

ارباب و نوکرهایش به پشتی هایی تکیه داده اند و دو نوازنده در کنار دریاچه نشسته اند. یکی از آنها در حال نواختن یک عود بزرگ می باشد. متاسفانه جزئیات این عکس واضح نمی باشد. این نوازنده عود را به گونه ای گرفته است که دسته رو به پایین است. این شیوه گرفتن عود از زمان سیلوسیدها رایج بوده است.


▪ عود در دوره ساسانیان (ایران : قرن پنجم تا ششم هجری)
عکسهای موجود در روی ظرفهای فلزی یافت شده از این دوره و همچنین شعرهای شاعران ایرانی بیانگر آن است که عود در آن زمان ساز رایجی بوده است و مشهورترین نوازنده آن نیز باربد بوده است. داستانهای زیادی درباره هنرمندی او وجود دارد. گروهی فکر می کنند که واژه “بربت” (نام فارسی عود) از نام باربد گرفته شده است. ولی عده دیگری گمان می کنند که لغت “بربت” به معنای گردن مرغابی می باشد. نظر آنها این است که اگر ما این ساز را در حالتی قرار دهیم که پشت آن قابل دیدن باشد، می توانیم تشابهی بین این ساز و گردن مرغابی را مشاهده کنیم. در داستانهای باستانی ایران، درباره خسرو پرویز، پادشاه ساسانی، می خوانیم که اسبی به نام شبدیز داشت که او را بسیار دوست داشت. وقتی شبدیز مرد هیچکس جرات نداشت که به او بگوید که اسبش مرده است. بنا بر این باربد با کمک ساز خود و نواختن نغمه ای موضوع را به او فهمانید، خسرو پرویز فریادی کشید و گفت “اسب من مرده است.”


▪ عود در دوره فرعونی مصر (از سال ۲۰۰ تا سال ۱۶۰۰ هجری)
بعد از مطالعات زیاد درباره نقاشی های به جای مانده بر روی اهرام مصر، می توانیم به این نکته پی ببریم که مصریان دو نوع عود داشته اند:


۱) عود با دسته ای کوتاه:
این نوع عود شبیه عودی است که در عصر حاضر در مصر نواخته می شود. این عود از کاسه ای بیضی شکل ساخته می شده است و یک سیم نازک و دسته ای کوتاه داشته است و توسط یک مضراب چوبی نواخته می شده است.


۲) عود با دسته ای بلند:
این عود شبیه یک “دیوم” یا “سه تار” بوده است. کاسه ای بیضی شکل داشته است و ضمناً پرده نیز داشته است و آن را مانند “ربک مصری” یا “تار ترکی” روی سینه یا سر قرار می دادند و می نواختند.
می توانیم بگوییم که وجود عود و وجود تمدن موسیقی مصر تقریباً همزمان بوده اند. عود رایج ترین سازی بوده است که در مهمانی ها و نیز مراسم مذهبی نواخته می شده است. از این ساز برای آوازهای مذهبی نیز استفاده می شده است. “هیرودوس” تاریخ نویس یونانی، به نوازندگان مصری اشاره میکند که روی عرشه یک کشتی می نشستند و در طول مسیر رودخانه نیل ساز می زدند.


▪ عود در یونان (قرن پنجم پیش از میلاد)
بیشتر محققان موسیقی ایرانی و عرب گمان می کنند که عود از یونان وارد کشورهای آنان شده است. این محققان گمان می کنند که فیثاغورس بعد از اینکه هارمونی بین اصوات موسیقی را به دست آورد، عود را ساخته است.


اما بعضی محققان گمان می کنند که عود توسط افلاطون اختراع شده باشد. اگر این فرضیه صحیح باشد، عود یونانی نیز همانند دیگر اثرات تمدن یونان به شرق منتقل شده است. البته این انتقال عود بعد از حمله “اسکندر” و اشغال ایران و هند و همچنین حمله به چند قسمت آسیا، اروپا و افریقا صورت گرفته است. ولی اعتبار این فرضیه باید بررسی شود.


تا جاییکه می دانیم بعد از اشغال این مناطق یونان تحت تأثیر فرهنگ شرق قرار گرفته است. پس عکس این فرضیه نیز می تواند صحیح باشد. چرا که عود پیش از این تاریخ هم در مصر وجود داشته است. عود در یونان باربیتوس یا باربیتون نامیده می شد. نوع استفاده از این ساز در مراسم مذهبی و غیرمذهبی مانند دیگر تمدنها است.


ـ عود در بابل و آشور (از سال ۱۷۲۰ پیش از میلاد)
ـ عود آشوری: این عود وسعت صدایی وسیعی دارد و از نظر ظاهری شبیه عودهایی است که در نقاشی های مصر باستان دیده می شود. دسته بلندی دارد و به عنوان “دیوم” آشوری شناخته می شود. امروزه این عود در سوریه، یونان، اردن و ترکیه متداول می باشد.


ـ عود در بابل: بابل، سومر و مناطق اطراف آنها اولین کشورهایی بودند که انواع مختلف عود را اختراع کردند. آنها همچنین سازهایی اختراع کردند که تنها یک سیم داشت. آنها این ساز را با قرار دادن انگشت بر روی سیم و حرکت دادن بر روی آن می نواختند. این نوع نواختن ساز با انگشت صداهای مختلفی را به وجود می آورد.

▪ یهود
عبریان و یهودیان از نژاد “سام” بودند و در جنوب عربستان زندگی می کردند. زندگی آنها به صورت کوچ نشینی بود و شغل آنها گله داری بود. در حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد اولین قوم از نژاد سام به شمال غربی “بحرالروم” آمدند، منطقه ای که بین مصر و دمشق بود. قبایلی که به این منطقه آمدند “کانا آنیت” نام داشتند. این قبایل نوع خاصی از نوشتن، صنعت و همچنین تجارت را دارا بودند. حضرت داوود یکی از پادشاهانی بود که قبایل عبرانی یا یهود را معرفی کرد. او خصوصیات خوب زیادی داشت که از آن جمله می توان به شجاعت و صدای خوب او برای آواز خواندن اشاره کرد.


در نهایت آشوریان بر دولت اسرائیل غلبه کردند و ۳۰۰۰۰ سرباز را دستگیر کردند. به جز ادبیات و موسیقی عبریان در دیگر هنرها چون حکاکی بر روی سنگ، نقاشی و مجسمه سازی استعدادی نداشتند. بعضی هنرها مثل مجسمه سازی و نقاشی در دین عبریان ممنوع بود و به همین دلیل، آنها تمام توجهشان را به موسیقی و ادبیات معطوف کرده بودند. مدارک تاریخی استعداد آنها را در این دو هنر نشان می دهد.


بعضی شعرهای قبایل عبری شعرهایی مخصوص مراسم تدفین بودند و بعضی از آنها مذهبی بودند و دیگر شعرهایشان درباره جنگهایشان بوده است. یهودیان بعضی شعرهای تدفین را در هنگام دستگیری می خواندند.

یکی از این شعرها به صورت زیر است:
ما در کنار رودخانه بابل نشسته ایم و عودهای ما به درختهای بید بسته شده اند. بابلیان از ما می خواهند که برای آنها آهنگی بخوانیم. ولی چگونه می توانیم آهنگهای مقدسمان را در کشورهای غریبه بخوانیم؟


سازهای موسیقی عبری از فلز و چوب ساخته شده بودند. آنها سازهایی چون فلوت، طبل، ترومپت، شیپور، سنج، عود و … داشتند. در وصیت نامه های قدیمی می توانیم دو نوع از ساز های آنها را ببینیم.


▪ منصور زلزال
او یکی از موسیقیدانان مشهور ایرانی در دوره عباسی بوده است. نام او به صورتهای “زلزال رازی” ، “زلزل” یا ” زیلزیل” تلفظ شده است. او در نواختن تنبک تخصص داشته است و به همین دلیل به عنوان نوازنده تنبک شناخته می شده است. زلزال مربی و همچنین دایی “اسحاق” پسر ابراهیم موصلی است. زلزال یکی از موسیقیدانان ارشد دوره “هارون الرشید” و “مهدی الهادی” نیز بوده است. در آن زمان متداول بود که هر موسیقیدان یا خواننده با دیگر موسیقیدانان هم پایه خود همکاری داشته باشد. زلزال با همسر خواهر خود، ابراهیم موصلی همکاری می کرد چرا که او هم پایه زلزال بود. منصور زلزال یک موسیقیدان متخصص در نواختن سازهای موسیقی بود. او آهنگ های جدیدی ساخت و بر روی آن شعر هایی گذاشت. او یک دستان سوم ساخت که به دستان ایرانی مشهور است. این دستان سوم در بین موسیقیدانان به عنوان دستان زلزال یا وسطای زلزال شناخته شده است. دکتر برکشلی در یک مقاله تحقیقاتی می نویسد که زلزال به تقسیم بندی فواصل به مجنب های صغیر و کبیر اعتقادی نداشت. او همچنین نوعی عود ساخت که چون شبیه “شبوط” (یک نوع ماهی) بود به نام عود شبوط شناخته می شد و به جای عود فارسی، لغت “عود شبوط” متداول شد.


برای توصیف مهارت زلزال در نواختن موسیقی، “جاحز” می نویسد که زلزال انگشتان ماهری برای نواختن موسیقی داشت، انگشتانی که توسط خدا خلق شده بودند! منصور زلزال فردی بخشنده نیز بوده است و بخش زیادی از پول خود را به مردم فقیر می داده است و بیشتر پول خود را برای اهداف خیریه صرف می کرده است. او همچنین چاهی در بغداد ساخته است که به نام او نامیده شده است.


این موسیقیدان به دستور هارون الرشید زندانی شد و بعد از ده سال در حالیکه به شدت ضعیف شده بود و موهای سرش سفید شده بود از زندان آزاد شد. پس از آزادی او دیگر یک فرد سالم نبود. دکتر “تقی بینش” مرگ او را حدود ۱۷۵ هجری و ۷۹۱ میلادی می داند.اما در کتاب تاریخ موسیقی ایران آقای حسن مشحون مرگ او را ۲۰۰ هجری دانسته است.


ابواسحاق ابراهیم بن ماهان مشهور به “ندیم” مشهورترین خواننده و موسیقیدان دوره عباسی بود. همچنین او یکی از بزرگترین خوانندگان عرب بود. پدر او “ماهان” از یک خانواده بزرگ ایرانی بود و در “اراجان” از توابع شیراز به دنیا آمده بود. ولی به خاطر ظلم و ستم امویان به کوفه مهاجرت کرد و پسرش، ابراهیم، در سال ۱۲۵ هجری در آنجا به دنیا آمد. مادر ابراهیم یک زن ایرانی بود. ابراهیم در کودکی پدرش را از دست داد و در کوفه نزد خانواده “تمیم” بزرگ شد. به همین دلیل او بزرگ خاندان تمیم نامیده شد. ابراهیم از کوفه به موصل مهاجرت کرد. او حدود یک سال آنجا بود. نواختن عود را در موصل آموخت و در همان زمان بود که او موصلی نامیده شد. او هنر را از مربیان موسیقی ایرانی آموخت.


او یکی از بهترین غزلسرایان بود و آهنگهای زیادی ساخت که با غزلهایش هماهنگی داشت. به عبارت دیگر او یک موسیقیدان، خواننده، شاعر و نوازنده بود. او یکی از موسسان موسیقی عربی است. او شعرهای فارسی و عربی را با هم مخلوط کرد و نوع جدیدی از موسیقی عربی را ساخت. او آهنگها و آوازهایی ساخت که به سرعت در زبان عربی متداول شد. او فرم ترانه های عربی را تغییر داد. بعد از مرگ ابراهیم، پسرش اسحاق راه پدرش را ادامه داد. شاگرد اسحاق، علی زریاب، روش استادش را در اندلس و مراکش منتشر کرد.


ابراهیم موصلی از بصره به بغداد مهاجرت کرد. مهاجرت او در زمان حکومت “مهدی” در دوره عباسی بود. “مهدی” او را به بغداد دعوت کرد ولی او حاکمیت را دوست نداشت. او شراب می خورد و عیاشی می کرد که طبق دستور خلیفه ممنوع بود. خلیفه او را زندانی کرد و در آنجا او خواندن و نوشتن را آموخت. در زمان خلافت هادی، موقعیت ابراهیم بهتر شد چرا که او دوست نزدیک خلیفه بود و خلیفه به او هدایای زیادی می فرستاد. در زمان هارون الرشید، موقعیت او باز هم بهتر شد و او به خواننده، شاعر و موسیقیدان دربار ارتقاء یافت. او همچنین دوست نزدیک خلیفه بود و خلیفه او را بسیار دوست داشت. او ثروت زیادی از هدایای دریافتی از خلیفه و یحیی برمکی و پسرانش جمع آوری کرد و سپس به دمشق سفر کرد.


او به همراه هارون الرشید به آنجا رفت ولی در آنجا بیمار شد و هارون او را به بغداد باز گرداند. او در سال ۱۸۸ هجری در بغداد از دنیا رفت. وقتی او بیمار بود هارون او را در خانه اش ملاقات کرد و بعد از مرگش از پسرش مأمون خواست که برای او نماز میت بخواند و او را دفن کند. هارون تمام القاب ابراهیم را به پسرش اسحاق اعطاء کرد. همچنین او مقداری پول به خانواده اش داد.


کتابهای زیادی از جمله “لیلهٔ و لیلهٔ” و ” الاقانی” درباره مهارت فوق العاده او در موسیقی نوشته شده است. ابراهیم موصلی در خانه خود یک مدرسه هنر تأًسیس کرده بود و در آنجا نواختن عود را به دختران می آموخت. خانواده های ثروتمند بغداد دختران خود را برای فراگیری نواختن عود پیش او می فرستادند. علاوه برآن او کنیزان زیادی خریداری کرده بود و هنرهای گوناگون را به آنها می آموخت. ابو محمد ابن النادیم اسحاق ابن ابراهیم موصلی یکی از مشهورترین دوستان هارون الرشید بود. بعد از هارون او از دوستان صمیمی امین، مأمون، معتصم، واثق و متوکل بود. او در سال ۱۵۵ هجری در ری متولد شد. مادرش ایرانی بود و شاهک نام داشت. او در دوره متوکل در سال ۲۳۵ هجری در بغداد مرد. از آنجا که پدرش با بنی تمیم نسبت داشت او نیز تمیمی شناخته می شد.


اسحاق به خوبی آموزش دیده بود. معلمهای او افرادی چون ملک بن اناس، سفیان بن اویاینه، ابو معاویه زریر، هشام بن بشیر و اسد بن ابراهیم بودند. او قرائت قران را از “کسایی” و “فرا” آموخت و ادبیات و شعر عرب را از معلمانی چون “اسمایی” و “ابوعبیده” آموخت. اما معلمان او برای موسیقی دایی اش “زلزال” و “عاتکه بنت شوهدا” و پدرش بودند.


از نظر “ابوالفرج اصفهانی” دانش او در علوم، ادبیات و شعر عمیق تر از آن بود که وصف شود. در نواختن موسیقی بسیار با استعداد بود. اگرچه مهارت او در خواندن در درجه پایین تری نسبت به دیگر اطلاعاتش بود ولی او بیشتر برای نواختن و خواندن شهرت داشت. به گونه ای که آوازهای او حتی از آوازهای مشهور عربی نیز محبوب تر بودند. اولین حامی او هارون الرشید و دولت او بود به خصوص “یحیی بن خالد برمکی” و پسرانش. آنها از او بسیار حمایت کردند و او از پدرش هم غنی تر شد. بعد از مرگ پدرش، اسحاق به عنوان بهترین موسیقیدان شهرت یافت و خلیفه و دولتمردان او را بسیار تحسین کردند. در عوض اسحاق در مدح آنان ترانه سرایی می کرد. شعرها و آوازهای او سبب بزرگی و اقتدار مراسم و جشنهای آنها بود.


خوانندگان زیادی بودند که در سطح اسحاق بودند ولی هیچ کدام از آنها نمی توانستند به خوبی او عود بنوازند. او خود را با “پهلبد مغانی” مقایسه می کرد و اعتقاد داشت که هنر را از او به ارث برده است. اگرچه او هیچ دانشی در مورد علم موسیقی و ترجمه کتب یونانی نداشت گردآوری های او در این زمینه ها به خوبی کارهای باستانی بود. او دانش بالایی درباره تمام جزئیات علم موسیقی داشت و چندین شیوه جدید تبیین کرد. ابوالفرج اصفهانی او را یک هنرمند رده بالا می داند و می گوید که او یکی از بهترین موسیقیدانانی است که تمام روشهای علم موسیقی را کامل کرده است. شاگردان مشهور او ابن خردازبه، عبیدالله بن احمد، زریاب، علی بن نافه، عمر بن سلیمان و پسرش حامد بن اسحاق هستند. حامد اولین کسی بود که زندگینامه اسحاق را نوشت.


▪ زریاب:
ابوالحسن علی بن نافع، مشهور به زریاب از بزرگترین موسیقیدانان ایرانی بود. او ملقب به زریاب بود و با عنوان بصری شناخته می شد. او هنر موسیقی را در بغداد از معلمش اسحاق موصلی آموخت. او در زمینه موسیقی بسیار پیشرفت کرد و بسیار مشهور شد به طوریکه توانست وارد دربار هارون الرشید شود. او دانش بالایی در بعضی زمینه ها چون علوم و ادبیات و به خصوص هنر موسیقی داشت. او یکی از رقیبان اسحاق موصلی بود. زریاب دانش بالایی درباره جغرافی، ستاره شناسی و ادبیات داشت. او به درجه استادی در نواختن عود و آهنگسازی دست یافته بود و ابداعاتی در زمینه های مذکور داشت. در نتیجه او جانشین اسحاق در دربار خلیفه شد. یکی از ابداعات او افزودن یک سیم دیگر به عود بود. عودهای آن زمان چهار سیم داشتند و زریاب آن را به عود هایی با پنج سیم تغییر داد. همچنین او در مضراب عود که از چوب بود تغییراتی ایجاد کرد و در عوض مضرابی از ناخن عقاب ساخت. چنین تغییری باعث بهتر شدن صدای ساز گردید. دومین، سومین و چهارمین سیم عود نیز با نظر او از روده بچه شیر ساخته می شد. او اعتقاد داشت چون روده شیر قوی تر از دیگر حیوانات است صدای بهتری می دهد.


وقتی برای اولین بار زریاب به دربار هارون الرشید رفت، عود خود را که کاملاً توسط خودش ساخته شده بود به همراه خود نزد هارون برد و خلیفه او و هنرش را بسیار تحسین نمود. قبل از زریاب، اسحاق بهترین موسیقیدان دربار بود. بنابراین او نسبت به زریاب احساس حسادت می کرد. اسحاق یک مرد ثروتمند بود و روی خلیفه تأثیر بسیاری داشت. او دوست نداشت که فراموش شود و دوست داشت که جایگاهی مشابه با قبل داشته باشد. بنابراین سعی کرد که زریاب را مجبور به ترک بغداد کند. زریاب نمی توانست در مقابل او مقاومت کند چون قدرت کافی نداشت. به همین دلیل او ترجیح داد که بغداد را ترک کند و به تونس برود که تحت حکومت مسلمانان بود. او مدتی را در قیروان (پایتخت تونس) زندگی کرد و بعدها به اسپانیا رفت. هشام حاکم مسلمان اسپانیا بسیار درباره زریاب و هنرش شنیده بود به همین دلیل از او دعوت کرد به “کردوا” مرکز حکومتش برود. او دستور داد که خانه ای برای او ساخته شود و سالانه نیز ۴۰۰۰۰ سکه طلا به او می داد. وقتی زریاب در “کردوا” بود هشام به او توجه زیادی می کرد و زریاب زمان کافی برای تصحیح قوانین آموزش موسیقی داشت.


او مدرسه موسیقی ایرانی را در اسپانیا تأسیس کرد. همانطور که روشهای ابراهیم و پسرش و خانواده موصلی در بغداد مشهور بود، روش زریاب در اسپانیا بسیار شهرت یافت و بعدها به کشورهای کرانه ای در افریقا و همچنین اروپا انتقال یافت. زریاب بعضی اصول اساسی آموزش موسیقی را به روی کاغذ آورد. بعد از زریاب بسیاری از هنرمندان روش آموزش او را به کار می بردند. زریاب آموزش شاگردانش را به سه مرحله تقسیم کرد:


در مرحله اول او به آنها ریتم آهنگها را می آموخت. سپس در مرحله دوم او سلفژ را یاد می داد و در سومین مرحله او به آنها خواندن آوازها را آموزش می داد.


در مرحله سوم، ابتدا هنرجویان یاد می گرفتند که چگونه آهنگ اصلی را بخوانند و سپس به آنها ملودی های جدیدی اضافه می کردند. بنابراین آنها به آرامی در این هنر پیشرفت می کردند.


گفته می شود زریاب در ابتدا استعداد دانش آموزان را می سنجید و سپس از آنها می خواست روی بالشی به نام “مصوری” بنشینند و تا آخرین حد صدایشان بخوانند. اگر صدای خواننده به اندازه کافی بلند نبود، زریاب از او می خواست که عمامه اش را دور کمرش ببندد. و اگر دانش آموزی
نمی توانست دهانش را به اندازه کافی باز کند، زریاب از او می خواست که چوب کوچکی را ۲۴ ساعت درون دهانش بگذارد تا فکش باز بماند.


سپس او از دانش آموز می خواست که بعضی لغات چون “یا هجام” ” یا اسحاق” و ” یا اه” را بلند تکرار کند. اگر بعد از همه این تمرین ها صدای دانش آموز بلند تر می شد و به اندازه کافی قوی می شد، زریاب او را به عنوان شاگرد خود می پذیرفت و به او هنر موسیقی را می آموخت. در غیر اینصورت او پذیرفته نمی شد.


این روشها هنوز در هنرستان های موسیقی در غرب متداول است بدین صورت که اگر دانش آموزی نتواند دهان خود را در زمان خواندن به اندازه کافی باز کند، از او درخواست می شود استخوانی در دهانش بگذارد. طول استخوان ۲ تا ۵/۲ سانتی متر است و شیارهایی دارد که به دانش آموز
کمک می کند تا آن را به صورت عمودی در دهانش بگذارد، به خاطر وجود این شیارها، دانش آموزان می توانند استخوان را تا انتهای آواز در دهانشان نگه دارند. این شیوه که توسط زریاب در اسپانیا اختراع شد امروزه در بیشتر موسسات موسیقی در غرب مورد استفاده قرار میگیرد.


● عود معاصر ایرانی
بعد از یک مطالعه طولانی درباره تاریخ عود، حال می دانیم که عود تغییرات زیادی را از گذشته تا حال داشته است.


عمده این تغییرات به شرح ذیل است:
تغییر در صدای آن، جنس سیمهای آن، شیوه نواختن آن و همچنین سایز و اندازه آن. به نظر می رسد که با گذشت زمان دسته عود کوتاه تر شده و کاسه آن نیز بزرگتر شده است.


البته هنوز عودهایی در بعضی مناطق یافت می شوند که دسته ای بلند و کاسه ای کوچک داشته باشند. به احتمال زیاد کاسه عود در جهت تولید صدایی بهتر در موسیقی عربی بزرگ شده است.


ابراهیم قنبری مهر، محقق و مبدع بزرگ در زمینه ساخت آلات موسیقی، پس از چندین سال تحقیق در مورد انواع عود و بربت در سال ۱۳۷۵ هجری شمسی دو نوع بربت ایرانی را ساخت:


الف) بربت ایرانی با صفحه ای چوبی


ب) بربت ایرانی ساخته شده از پوست حیوانات(با دو طرح)


▪ بربت ایرانی با صفحه ای چوبی:
این بربت پنج جفت سیم دارد و مانند دیگر عودها می باشد و هیچ تفاوتی در نواختن این بربت با دیگر عودها وجود ندارد. به همین دلیل یک نوازنده که با انواع دیگر عودها نواخته است می تواند با این بربت نیز به سادگی بنوازد. اگرچه برای کاسه کوچکتر و دسته بلندتر آن می توان مزایای زیر را نام برد:
طول دسته آن به اندازه یک نت نسبت به عود های رایج در خاور میانه بلندتر است. به عبارتی می توان گفت در روی سیم اول در قسمت پایینی دسته(جایی که دسته به کاسه متصل میشود) به جای نت “سل” نت “لا” را داریم. به علاوه قسمت جلویی دسته این ساز بلندتر است و تا قسمت مرکزی صفحه ادامه می یابد. این دو فاکتور به نوازنده کمک می کند که به راحتی در اکتاو های بالاتر بنوازد.


بدون هیچ تغییری در ابعاد کلی ساز، کاسه آن کوچکتر از انواع دیگر عود ساخته می شود و این موضوع سبب می شود تا هنگامی که نوازنده ساز را می نوازد احساس راحتی بیشتری داشته باشد. این تفاوت، احتمال به وجود آمدن درد در شانه نوازنده را کاهش می دهد.


سیمگیر و سرپنجه(و شکل اتصال آن به دسته) در این نوع بربت با طرحی جدید ساخته شده اند به همین خاطر علاوه بر اینکه زیبا تر به نظر می رسند از نظر اصول تکنیکی ساختن ساز نیز بهتر می باشند. در سیمگیر هر سیمی می تواند از طریق یک سوراخ از میان سیمگیر بگذرد و سپس در روی سیمگیر بسته شود.


در این بربت پل هایی که زیر صفحه ساز قرار می گیرد به گونه ای طراحی شده است که با وجود این که کاسه کوچکتر است، می تواند با دیگر عودها در زمینه صدا و طنین برابری کند.


پشت شیطانک، قرقره های کوچکی وجود دارد که کوک کردن را آسان تر می کند و دوام سیمها را بیشتر می کند.


نسبت بزرگی کاسه به بدن انسان متناسب تر از قبل است به گونه ای که وقتی که نوازنده آن را در بر می گیرد، زیبا تر جلوه میکند.


▪ بربت ساخته شده از پوست حیوان:
به جز یک مورد هیچ اختلاف خاصی بین این بربت و نوع چوبی آن وجود ندارد:
اختلاف این است که نیمی از صفحه آن از چوب ساخته شده و نیمه دیگر آن از پوست حیوانات. همچنین در این بربت سیمها به انتهای کاسه آن بسته می شود. این بربت که از پوست حیوانات ساخته می شود صدای بهتری می دهد و به صدای سازهای ایرانی نزدیکتر است. در گذشته انواع مختلفی از عود وجود داشته است که در صفحه آنها به جای استفاده از چوب از پوست حیوان استفاده می شده است. عودهای ساخته شده از پوست حیوانات نسبت به رطوبت مقاوم کمتری دارند اما صدای بهتری دارند.


● عود
بربط ظاهرا نام ایرانی همان سازیست که اعراب کاسه آنرا با چوب یعنی عود پوشانده اند . تاریخ موسیقی خاور زمین نوشته هنری جورج فارمر ترجمه بهزاد باشی . این ساز در اصل همان بربط ایرانی بوده از سازهای بسیار قدیمی است .فارابی برای اول دفعه به شرح آن پرداخته و چون آن را از سایر سازهای معمول زمان خود کاملتر دانسته آنرا مورد آزمایش قرار داده و سایرین هم از او پیروی کرده اند. به اصطلاح قدما عود دارای ۴ وتر بوده و بعد وتر پنجمی هم به آن اضافه شده است . در ابتدا وتر های عود فرد بوده ولی بعدها برای آنکه صدای آن قوی تر شود هر یک از اوتار را جفت بسته اند . وتر های این ساز به فاصله چهارم درست کوک می شده و اسامی اوتار از بم به زیر چنین بوده است : بم ، سه تا ( مثلث ) دو تا( مثنی ) ، زیر ، حاد . خالقی – نظری به موسیقی .


زدود دل گره بر عود میزد
که عودش بانگ بر داوود میزد
عود در اندازه های مختلف ساخته شده که اندازه معمول متداول همان عود های ساخت ایران است و به طور کلی بزرگ یا کوچک بودن ساز در نوازندگی، اشکال یا تسهیلاتی بوجود نمی آورد . عود های ساخت کشور های عربی دارای کاسه ای بزرگ و عود های ترکیه کوچک و عود های ایران در اندازه متوسط می باشد . با توجه به صدای گرم و جذاب ان به خوبی قابل استفاده در موسیقی سنتی ایران و بویژه برای تکنوازی آوازها و گوشه های اصیل ایرانی است . عود سازیست با صدای بم و دلنشین و به علت وسعت کم صدا که جمعا دو اکتاو است باید نوازنده دقت و سلیقه بیشتری از خود نشان دهد تا درب نواختن آن موفق گردد . منصور نریمان – شیوه بربط نوازی


مطرب مجلس بساز زمزمه عود
خادم ایوان بسوز مجمره عود

نی؛ قدیمی ترین ساز دنیا

این ساز یک ساز بین المللی است و خاص تنها کشور ایران نیست. نی در حقیقت یک ماده طبیعی است که انسان از آن به عنوان ساز استفاده کرده است. به روایتی این ساز قدیمی ترین ساز در دنیا است. نی به عنوان قدیمی ترین وسیله موسیقی ساخت دست بشر شناخته شده است. نتیجه کاوش های بعمل آمده در این زمینه، تاریخ استفاده از گیاه نی را برای ساختن سازهای بادی در ارتفاعات آمریکای جنوبی (در کشور پرو) به ده هزار سال قبل باز می گرداند. در مصر پنج هزار سال قبل ازنی استفاده می شده است.به طور یقین در ایران هم وجود داشته است.در مینیاتورهایی که در موزه های جهان موجود است در کنار دف و سازهایی که آن زمان مورد استفاده قرار می گرفته است و به عنوان سازاصلی مطرح بوده است. تاریخ این مینیاتور ها به هزار سال قبل برمی گردد.

من در موزه ای در ایرلند مینیاتوری پیدا کرده ام مروبط به اوایل دوره صفویه وکار میرزا علی نقاش.یعنی در حدود ۴۰۰ سال قبل که با تکنیک امروز ایران می نوازد.اصولا زمانی که نی را با لب می زنند.سر نوازنده کج می شود و نی به طور مورب زیر لب ها قرار می گیرد.ولی با این تکنیک که ما در ایران استفاده می کنیم و من اسمش را گذاشته ام تکنیک اصفهان (دلیل آن هم این است که ما نوازندگانی را می شناسیم که در اصفهان از چند نسل قبل از همین تکنیک)استفاده می کردند.بعضی ها می گویند نایب اسدا… این تکنیک را ابداع کرده ولی مینیاتوری که من دیدم نشان می دهد که از ۴۰۰ سال پیش نی با این تکنیک نواخته می شده است.

در دوره صفویه هم این تکنیک متداول بوده است.به احتمال زیاد این تکنیک هم مانند خیلی مقوله های دیگر هنری که از بین می رود و دوباره برمی گردد و متداول می شود،در دوره ای این تکنیک به کار گرفته نمی شده و با لب می زدند. بعد نایب اسدا… دوباره به تکنیک قدیم برگشته و از دندان استفاده کرده است. ناگفته نماند که در ترکمنستان مردم ترکمن هم با دندان می نوازند.

من عکسی دارم که یک نوازنده و یک خواننده ترکمن را نشان می دهد، در این تصویر نوازنده نی تکنیکی بسیار نزدیک به تکنیک اصفهان دارد. و به نوعی برای صدا درآوردن از نی که از دندان های خود استفاده می کند ؛البته شیوه نوازندگی با دندان توسط ترکمن ها یک مقدار تفاوت دارد.

ترکمن ها به جای این که نی را بگذارند روی لب ها، می گذارند روی دندان هایشان و با زبانشان هوا را به سر نی هدایت می کنند. در تکنیک اصفهان نی میان دندان های فوقانی قرار می گیرد و صدای نی هم متفاوت است البته ترکمن ها موسیقی خودشان را می نوازند و طبیعتا صدای نی حالت فولکوریک دارد، مانند نی های محلی را که در ایران هم هست و صدای متفاوتی از تکنیک اصفهان دارد. مینیاتور نشان می دهد که نی رفته داخل دهان نوازنده و بین لبهایش هم باز است.یک تفاوتی میان با لب نواختن و با دندان نواختن وجود دارد.زمانی که با لب می نوازند لبها بسته هستند؛در صورتی که در تکنیک اصفهان فاصله ای بین دندان ها وهمینطور لب ها هست .

هواداخل دهان به وسیله زبان هدایت می شود و به سر نی برخورد می کند تا صدا تولید شود. در این تکنیک صدا پشت دندان های ردیف بالاو در داخل دهان تولید می شود؛به همین علت کیفیت صدا کاملا با زمانی که نی خارج از دهان باشد متفاوت است. در این مینیاتور سرنوازنده عمودی است و دهان نوازنده باز است ولی در همان ردیف مینیاتور ها گاهی نشان داده شده که گردن نوازنده کاملا کج است، اگر نی نوازهای ترک را دیده باشید در قونیه و بر سر مزار مولانا خیلی این حالت گردن و سر کج را بیشتر نشان می دهند؛ چون زمانی که می چرخند سر و گردن را کج می گیرند که فلسفه ای برای خود دارد و این را روی نی بیشتر نشان می دهند و در زمان نواختن این ساز یک حالت افتاده به خود می گیرند و گردنشان را کج می کنند؛ در صورتی که درتکنیک اصفهان سر را راست می گیرند و همین حالت و زاویه سر در این دو تکنیک کاملا متفاوت است این توضیحات به این منظور است که روشن کنم که تکنیک اصفهان در این مینیاتور کاملا مشخص است و زمان آن بر می گردد حداقل به ۴۰۰سال قبل.

   نویسنده : حسین عمومی

نکاتی برای سازندگان تار و سه تار

● از چسب به جای سریشوم استفاده نکنید 

معمولا” آلات موسیقی ای که شامل سیم و دسته هستند، پس از مدت زمانی باید رگلاژ دسته شوند چراکه مقداری جاخوردگی در دسته ساز بوجود می آید. در سالهای اخیر که چسب چوب و دیگر انواع چسبهای صنعتی به بازار آمده، عده ای مبادرت به استفاده از این نوع چسبها می کنند که متاسفانه ساز تولید شده آنان جنبه یکبار مصرف پیدا می کند چون در آینده دور (مثلا ۷۰ یا ۸۰ سال دیگر) پس از هرگونه جاخوردگی، پیچ خوردگی، شکستگی بر اثر حوادث و ضربه، دیگر ساز را نمی توان ترمیم اصولی کرد، چون اصولا” این چسبها باز نمی شوند.


در صورتیکه سازگران قدیم که از چسب گرم سریشم استفاده میکردند به ساز اجازه میدادند تا بتواند قابل تعمیر باشد… امروز هم اگر کمی بوی بد سریشم را تحمل کنیم و قدری حوصله و صرف وقت را چاشنی این فن والا و ذیقیمت کنیم، محصولی بهتر و اصولی تر بدست میاید که رضایت نسلهای بعد را نیز به همراه خواهد داشت.


● پیش از جاگذاری میخ های بیخ دسته، محل را سوراخ کنید
بر اثر کوبیدن میخ های بیخ دسته تار، پس از گذشت زمان ترکهایی (آن هم در محل خطرناکی مثل بیخ دسته!) ظاهر میشود که برای اجتناب از این خسارت میتوان قبل از کوبیدن هر میخ، با مته هم شماره میخ، سوراخی ایجاد کرد و پس از آن میخ را در سوراخ ایجاد شده با فشاری بسیار کمتر فقط “جا زد” نه آنکه با چکش کوبید.


● مشکلات نوازندگان چپ دست
همیشه نوازندگان و هنرآموزان چپ دست تار و سه تار با مشکلاتی روبرو هستند؛ یا ساز را همچون دیگران بدست میگیرند که در این صورت نمیتوانند همچون یک راست دست ساز بزنند و پیشرفت کنند و یا ساز را چپ دست می کنند که در این صورت به چند مشکل دیگر بر می خورند:
اول اینکه همیشه باید ساز خود را به کلاس بیاورند و ببرند. دوم اینکه، اگر جایی سازی ببینند نمی توانند آنرا بیازمایند، دیگران هم در مورد ساز ایشان همین مشکل را دارند. سوم اینکه، ساز انتخابی و خریداری شده آنان ممکن است پس از چپ دست کردن افت شدیدی کند، چراکه سیمهای بالا و پائین جابجا شده است که متاسفانه در این سه مورد تقریبا” چاره ای جز تحمل نیست! ولی در مورد چهارم، هنگامیکه بخواهیم سازی را اصطلاحا” چپ دست کنیم، ناچار باید یک ناو در جهت معکوس با ناو موجود روی دسته ایجاد کنیم.


این عمل که قدری کارگاهی است و نیز موجب مراجعات بعدی میشود و ضمنا پس از نتیجه کار شکل و ظاهری یکسان و قرینه با ناو قبلی حاصل نمیشود، مشکل ایجاد میکند. پیشنهاد اینکه به سادگی کلیه سازها را از ابتدا با دو ناو بسازیم، یعنی هرکدام در یک طرف دسته تار یا سه تار وسپس ساز را به اصطلاح رنگ و لاک کنیم.


● شیارهای خرک را تا حد امکان زیاد کنید
بر روی خرک بعضی سازهای جدید فقط به تعداد سیم های آن ساز شیار وجود دارد که پیشنهاد می شود بر روی تاج خرک تا جایی که میسر است شیار بیندازیم، چراکه بعضی کوکهای قدیمی را باید با تغییر محل سیم همراه کنیم؛ ضمن آنکه بدین ترتیب هر نوازنده میتواند به سلیقه خود جای سیمها را تغییر دهد.

دوسازه؛ ساز محلی خراسان

 

دوسازه، از جمله سازهای محلی در موسیقی جنوب خراسان و به خصوص شهرستان گناباد است

این ساز در بعضی از نواحی ایران دارای اسامی مختلفی‏ از قبیل دونی، جفتی، قشمه و دوزله می‏‌باشد.

دوسازه دارای سابقه‏ بسیار قدیمی بوده، به طوری که فارابی این ساز را مزمار المثنی یا مزدوج خوانده است و بعضی از قدما آن را دو آهنگ نیز لقب‏ داده‏‌اند. این ساز از خانواده سازهای بادی چوبی قمیش‌‏دار محسوب می‏‌شود.

قسمت‌های تشکیل دهنده دوسازه عبارتند از:

زبانه: دوسازه جزء سازهای تک زبان‌ه‏ای مضاعف‏ می‏‌باشد. جنس زبانه از نی است، این زبانه از نی باریکی‏ ساخته می‏‌شود که قسمتی از روی آن را به موازات طول نی‏ برش می‏‌دهند.

زبان دوسازه از یک طرف مسدود است و از طرف دیگر باز است و طرز قرار گرفتن آن روی بدنه به شکلی‏ است که طرف باز آن در داخل بدنه قرار می‏‌گیرد. این زبانه تقریبا بین ۴ تا ۶ سانتی‏متر است.

در هنگام نواختن دوسازه، زبانه را باید خیس کرد. این ساز دو زبانه دارد که در منطقه‏ گناباد، به زبانه«سوک» گفته می‏‌شود. این دو باید به صورت‏ هم صدا باشند. اگر صدای حاصله به نظر نوازنده هم‌صدا نباشد با جلو و عقب کشیدن زبانه‌‏ها آن را به اصطلاح خودشان جفت‏ می‏‌کنند.

لوله‏‌های صوتی: سوراخ‌های روی این لوله‌ها تعبیه‏ می‏‌شود و جنس آن از نی، استخوان و یا لوله‌‏های‏ فلزی است.

ولی دوسازه استخوانی خوش صداتر و پخته‏‌تر از دیگر سازه‌‏ها می‏‌باشد. زبانه‏‌ها روی این‏ لوله‌‏های صوتی قرار می‏‌گیرند و این لوله‌‏های صوتی به‏ وسیله نخ با هر چیز دیگری به همدیگر چسبانده می‏‌شوند.

این ساز دارای ۵ سوراخ است که این سوراخ‌ها روی‏ ساز و به موازات یکدیگر قرار می‏‌گیرند. وسعت صدائی این‏ ساز حدود شش نت است. شیوه نفس‏گیری در این ساز همانند سرنا می‌‏باشد.

از دوسازه در مراسم جشن و سرور استفاده می‏‌شود. به جز منطقه گناباد که دوسازه، هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد، در جنوب خراسان‏ تقریبا مهجور یا منسوخ مانده است.

آشنایی با سبک موسیقی هوی متال

سبک هوی متال, متد های هوی متال, موسیقی هوی متال

موسیقی هوی متال

هوی متال زیرگونه‌ای از موسیقی راک است که به عنوان یک سبک تعریف‌شدهٔ موسیقی در دههٔ ۱۹۷۰ پا به عرصه گذاشت. سبک هوی متال ریشه در موسیقی گروه‌های هارد راک انگلیسی و آمریکایی دارد که در سال‌های پایانی دههٔ ۶۰ و آغازین دههٔ ۷۰ میلادی با الهام از بلوز راک و سایکدلیک راک و آمیزه‌ای از صداهای حجیم، خشن (دیستورشن) و تقویت شدهٔ گیتار، تک‌نوازی‌های طولانی گیتار الکتریک و ضرب‌آهنگ‌های سنگین، «موسیقی هوی متال» را آفریدند. سازهای استفاده شده در سبک هوی متال عمدتاً گیتار الکتریک، گیتار بیس و درامز هستند که در شاخه‌های مختلف سازهای دیگر همانند کیبورد، ویولن، ویولن‌سل و گیتار آکوستیک به این مجموعه اضافه می‌شوند.

پس از گذشت چند سال از تشکیل اولین گروه‌ها در سبک هوی متال، متال نه تنها به‌عنوان یک ژانر موسیقی، بلکه به‌عنوان شیوه‌ای جدید برای بیان عقیده‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی افراد که معمولاً ساختار اعتراضی داشت شناخته شد. گروه‌هایی هم‌چون لِد زپلین، بِلَک سَبَث، دیپ پرپل و بعدها جوداس پریست در شکل‌گیری و گسترش این شاخه موسیقی در اواخر دهه شصت و دهه هفتاد تأثیر زیادی داشتند.

اوج اقبال موسیقی هوی متال نزد مخاطبان در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی بود و در این دوره شاخه‌های متعددی از هوی متال ایجاد شد که از بسیاری از آنها صرفاً تحت عنوان «متال» یاد می‌شود. هوی متال در سرتاسر دنیا طرفداران بسیاری دارد که اصطلاحاً به آن‌ها «متال هد» و «هدبنگر» می‌گویند.

گونه‌های هوی متال
«هوی متال» در حال حاضر دارای دومعنای مجزاست: یکی نام گونه‌ای از موسیقی به همراه زیرگونه‌های آن و دیگری سبکی است که گروه‌های اولیهٔ هوی متال در دههٔ ۱۹۷۰ داشتند که گاهی اوقات متال سنتی نیز نامیده می‌شود.

شاخه‌های سبک هوی متال
– بلک متال
– کلاسیک متال
– دث متال
– دووم متال
– فولک متال
– گلم متال
– گوتیک متال
– گرایندکور
– اینداستریال متال
– نئو-کلاسیکال متال
– نو متال
– پاور متال
– پراگرسیو متال
– اسپید متال
– سیمفونیک متال
– ترش متال
– کریسچن متال
– نومتال

سبک هوی متال, ویژگی های هوی متال, موسیقی هوی متال

سبک آوازهای هوی متال بسیار متنوع است

مشخصات موسیقی هوی متال
مشخصه‌های اصلی هوی‌متال که آنرا از راک جریان اصلی جدا می‌کردند عبارتند از:

۱- بهره‌گیری از ریتم و ریف‌های سنگین‌تر و خشن‌تر گیتار الکتریک

۲- به‌کارگیری ملودی و تک‌نوازی‌های گیتار لید (سولو) با زمانی طولانی

۳- استفاده از درون‌مایه‌های هارمونی سبک‌های کلاسیک و بلوز و شکستن قالب‌های راک‌اندرول

۴- ریتم‌های سنگین‌تر و قوی‌تر با صدای کوبنده‌تر درامز

۵- آواز جیغ‌گونه و آزادتر نسبت به آواز راک

باید تفاوت در محتوای ترانه‌ها را نیز به موارد پیش افزود. به گونه‌ای که وجود اعتراض، سیاه‌نمایی وضع‌موجود، ضدجنگ بودن، عرفان و فرقه‌گرایی مذهبی (در دهه ۱۹۷۰) یا ضدمذهبی (بعداً) از ضروریات آثار هوی‌متال در دهه‌های نخستین بود.

در سبک هوی متال در زیرگونه‌های ساخته شده در دهه‌های بعدی برخی از این ویژگی‌ها از جمله تک‌نوازی گیتار لید یا استفاده از ریتم‌های سنگین کنار گذاشته شده است. برای مثال در ترش‌متال، دث‌مثال یا اسپیدمتال بر خلاف هوی‌متال بهره‌گیری از ریتم‌هایی با تمپو بسیار بالا و سریع جزو اصول اساسی است. یا در نومتال و دیگر نمونه‌های متاخر متال، دیگر خبری از ملودی و تک‌نوازی گیتار نیست.

آلات موسیقی هوی متال
گروه‌های متال بیشتر اوقات از یک درامر، یک بیسیست، یک نوازنده گیتا ریتم، یک نوازنده گیتار لید (تک‌نواز) و یک خواننده که ممکن است نوازنده هم باشد تشکیل شده‌است. در برخی از زیرشاخه‌های هوی متال از کیبورد نیز استفاده می‌شود. گروه‌های هوی متال اولیه بیشتر از ارگ‌های هاموند استفاده می‌کردند که بعدها سینتی‌سایزر جایگزین آن شد. با این وجود گیتار بیشتر اوقات عنصر اصلی هوی‌متال است.

از تغییر صدای گیتار برای ایجاد یک صدای قوی‌تر و ‘سنگین’ استفاده می‌شود. با گذشت زمان تک‌نوازی‌ها و ریف‌های ظریف‌تر بخش اعظم «موسیقی هوی‌متال» را تشکیل داد. نوازندگان گیتار از تپینگ، سویپ پیکینگ و دیگر تکنیک‌های پیشرفته برای نواختن سریع استفاده کردند. همچنین با توسعه فناوری، روش‌های جدیدی برای تغییر صدای گیتار به وجود آمد.

سبک آوازهای متال بسیار متنوع است. گسترهٔ این تنوع آوازهای اپرایی چند اوکتاوی ساخته راب هالفورد برای جوداس پریست و بروس دیکنسن برای گروه آیرن میدن تا آوازهای خشن بارنی گرین وی ر از ناپالم دث و چاک بیلی از تستامنت را شامل می‌شود.

در خصوص صدای زنده، شدت صدا در هوی متال یکی از مهم‌ترین عوامل به‌شمار می‌آید. اولین گروهی که به شکلی شاخص چه از نظر نوازندگی گیتار و چه درام نوازی و خوانندگی آثار هوی متال منتشر کرد گروه لدزپلین بود. به دنبال جیمی هندریکس و دِ هو گروه‌های اولیه هوی متال معیارهای جدیدی برای شدت صدا در حین اجرا تعیین کردند.

تونی ایومی گیتاریست پیشگام گروه هوی متال بلک سبت، یکی از نخستین نوازندگان هوی متال است که به دلیل صدای زنده موسیقی دچار مشکلات فراوان در شنوایی خود شد. راک نواز دیترویت تد نوجنت و پیت تونشند-گیتاریست گروه دِ هو- تقریباً کر شده‌اند.

در اواخر دهه هفتاد ابتدا تین لیزی و سپس جوداس پریست استفاده از دو گیتار لید (تک‌نواز) را باب کردند. گرچه پیش از آن گروه‌هایی همچون ویشبون اش، اسکورپیونز، و ای‌سی/دی‌سی هم از دو گیتار استفاده می‌کردند، در حالی‌که جوداس پریست ریتمی دوگانه را مورد استفاده قرار داد، تین لیزی از دو گیتار لید به عنوان بخشی از صدای ثابت موسیقی خود استفاده کرد. بسیاری از گروه‌ها همچون آیرن میدن از این روند پیروی کردند؛ و حتی گاه شمار گیتارهای خود را به سه رساندند.

منبع : برگرفته از fa.wikipedia.org