اهمیت و کاربرد نور در تئاتر

نورپردازی تئاتری

نورپردازی

اهمیت و کاربرد نور در تئاتر

۱- چکیده مقاله:

هر شکلی از بیان خلاق واسطه اصلی خاص خود را دارد، رنگ در نقاشی، فضا در مجسمه‌سازی و صوت در موسیقی. واسطه اصلی تئاتر، صحنه و نور است. با توجه به این واقعیت طبیعی است که کارگردان‌های تئاتر باید با عملکردها، کیفیات، اشکال و کاربردهای نور که شاید یکی از مهم‌ترین

عوامل در نمایش است کاملاً آشنا باشند شاید بتوان گفت در گذشته دور تئاترها بجز روشنایی خورشید به نور دیگری احتیاج نداشتند و نخستین منابع نور در تئاترها همان نور خورشید بود.

اختراع لامپ برق همراه با سیستم‌های بیش از پیش ساده سبب به وجود آمدن هنر جدید نورپردازی در تئاتر شد به طوری که نه تنها برای ایجاد روشنایی بلکه برای مقاصد دیگر نیز به کار گرفته شد.

در سال‌هایی که ادیسون سرگرم ساختن لامپ برق بود، یک طراح سویسی به نام «آدولف آپیا» شالوده نظری نورپردازی تئاتر مدرن را پی‌ریزی کرد اساساً نور خلاق است، اشیاء را برجسته نشان می‌دهد زیبایی هنری کلیه قسمت‌های نمایش را نمایان می‌کند و به آسانی می‌توان از آن بسیار استفاده کرد، با حرکت دادن چند دکمه ممکن است تمام جهان یک نمایش را به فضایی دیگر خلق کرد.

۲- واژگان کلیدی:
صحنه، نور، نمایش، کاربرد در تئاتر، سالن تئاتر

۳- مقدمه:
در این مقاله ابتدا به تاریخچه نور پرداخته و در آخر به اهمیت نور در صحنه نمایش خواهیم پرداخت.
شاید بتوان گفت تماشاگران تئاتر نمی‌توانند درک صحیحی از دکور، لباس و حضور فیزیکی بازیگر در یک نمایش داشته باشند مگر آنکه در آن نمایش نگرش خلاقانه به موضوع نورپردازی شده باشد.

امروزه نورپردازی در یک نمایش، چیزی فراتر از نوردهی به صحنه است هدف از نورپردازی صرفاً روشن کردن صحنه به گونه‌ای که تمام اشیاء و افراد بر روی صحنه به وضوح دیده شوند نیست نورپردازی یکی از هنرهای باارزشی است که در تکمیل هنر تئاتر، درک و فهم منطقی‌تر نمایشنامه و ارائه ارزش‌های تئاتر بسیار مؤثر است.

به طور کلی نورپردازی به واسطه آن‌که نور برای تئاتر بزرگ در مکانی بزرگ طراحی می‌شود یا برای سالنی کوچک در حجمی کمتر، متفاوت است مسئله‌ای که در صحنه تئاتر از اهمیت فوق‌العاده برخوردار است مسئله تنظیم نور و تطبیق آن با خصوصیات صحنه و توجه به اوضاع و احوال و کیفیت محل است سالیان دراز و متمادی است که پیرامون نور در صحنه تئاتر مطالعه و تحقیق به عمل آمده است و به نظر می‌رسد با تمامی تلاش‌ها راه برای کامل‌تر نمودن این مهم باز است.

نورپردازی به زبان تاریخ:
تئاتر‌های یونان و روم باستان در فضای آزاد اجرا می‌شد، بنابراین برای نور در صحنه از نور خورشید استفاده می‌کردند. در یونان قدیم بازیگر قادر نبود احساس خود را در چهرة آشکار به تماشاگر منتقل سازد.

صورت، حالت قراردادی پیدا کرده بود و یا شاید رمز و نشان‌های بود برای اشخاص بازی اما بازیگر با حرکت دادن سر خود و با گرفتن انعکاس نور از جهات مختلف می‌توانست تا حدودی احساسات یا حالات به خصوص را نشان دهد. این روند ادامه می‌یابد تا زمانی که محل اجرای نمایش‌ها به فضای سربسته و مسقف انتقال یافت. و اما به دورانی اشاره می‌کنم که از آن «دوران شمع»  یاد شده است.

دوران شمع:
شمع‌های اولیه عبارت از یک شاخه نازک چوب بود که آن را داخل مقداری پیه مایع فرو کرده و بعد می‌گذاشتند تا پیه یا چربی حول چوب مزبور منجمد شود. بعدها به جای فتیله چوبی از شاخه‌های نازک و الیاف نخی و یا پشمی استفاده شد که به مراتب بهتر از چوب می‌سوخت.

در این دوران برای روشنایی صحنه از شمع استفاده می‌کردند و چون شمع‌ها نور قابل توجه‌ای نداشتند از این‌رو آنقدر به تعداد آنها در روی صحنه اضافه می‌نمودند تا نظر نمایش‌دهندگان از نظر روشنایی تأمین گردد.

در حالی که حمل و نقل آنها نیز غیرممکن بود بدین منظور طراحان صحنه و کارگردانان به این فکر افتادند تا راهی بیندیشند که به وسیله آن نیاز خود را از نظر روشنایی تأمین کنند. در آخر قرن هجدهم از شمعدان‌های چندشاخه استفاده کردند که اکثر شمع‌ها را در قسمت جلو صحنه و بقیه را روی طاقچه‌های به خصوص و یا در شمعدان‌ها قرار داده یا آویزان می‌کردند.

البته با استفاده از این شمع‌ها احتمال خطر آتش‌سوزی هر لحظه صحنه تئاتر را تهدید می‌کرد که برای جلوگیری از بروز خطرات احتمالی تشت‌های پر از آب را همیشه در اطراف صحنه قرار می‌دادند.

قبل از برنامه، شمع‌ها توسط متصدیان مربوط روشن و در طول زمان نمایش مراقبت کامل می‌شدند و حتی تعدادی از آنها در بین هر پرده از نمایش تمیز و یا تعویض می‌شدند چون وسیله‌ای برای کم یا زیاد کردن روشنایی صحنه وجود نداشت. بنابراین با خاموش کردن تعدادی از شمع‌ها، فضای مورد نظر را به وجود می‌آوردند که البته این نکته هم بدیهی است که ایجاد روشنایی در نقطه‌های مخصوص و یا تمام سطح صحنه بدون اشکال هم نبود.

نورپردازی در قرون وسطی :
در طی دوهزار سال تئاتر به جز روشنایی خورشید احتیاج به نور دیگری نداشتند، تا اینکه در طول انقلاب هنری ایتالیا تئاتر خواه‌ناخواه از فضای باز به سالن‌های سرپوشیده کشانده شد. اجرای نمایش‌ها در درون سالن‌های بزرگ باعث شد که هنرمندانی مانند «میکل آنژ»  و «لئوناردو داوینچی»  به کار طراحی صحنه‌ فراخوانده شوند.

اولین ساختمان تئاتر دائمی کلاسیک به نام «تئاتر المپیکو»  در شهر «وینچزا»  ایتالیا به یادبود روز المپیک بنا نهاده شد که طراح آن معمار مشهور ایتالیایی «آندرا پالادیو»  بود. روشنایی صحنه در این دوران در کتاب‌های آن زمان این‌گونه تعریف شده است: «لئون دوسومی»  در کتاب خود به نام «وسایل و عوامل نمایش تئاتری»  که در سال ۱۵۵۰ انتشار یافت نظری را ارائه کرده است که در تئاترهای کنونی دنیا هنوز از آن استفاده می‌شود او چنین اظهار کرده است:

«برای داستان‌های تراژدی هنگامی که موضوع شاد باشد باید نور کامل و روشن به صحنه بتابد ولی با اولین موضوع غمگین که شروع می‌گردد نور کم شده و یا تعداد زیادی از منابع نوری خاموش شود، باید در جایگاه تماشاگران تعداد کمی چراغ تعبیه کرد و آن را پشت سر تماشاگران قرار داد تا نور آنها در جلو صحنه باعث از بین بردن قدرت دید تماشاگران نگردد» .

در سال ۱۵۴۵ «سباستین سرلیو»  معمار و نقاش ایتالیایی در نسخه دوم کتابی خود به نام «معماری» صحنه‌آرایی زمان خود را توصیف کرده و چگونگی روشن نمودن صحنه را در آن عصر تشریح کرده است، در کاربرد مخصوص این نورها در تئاتر چنین می‌گوید: «… برای تهیه نورهای رنگی می‌توان با ریختن مایعات رنگی از بطری‌ها استفاده کرد. مانند شراب قرمز برای رنگ قرمز، کلرور آلومینیوم در یک ظرف مسی برای رنگی آبی و زعفران برای رنگ زرد …»

آنان این کار را با قرار دادن آینه آرایشگرها در پشت مشعل‌ها به صورت نورافکن انجام می‌دادند. همچنین برای ایجاد یک «نور موضعی»  از بطری گرد که کار عدسی را انجام می‌داد استفاده می‌کردند. در دوره کلاسیک ایتالیا نیز که به اهمیت نورپردازی صحنه پی برده بودند برای نورپردازی صحنه در درون بطری‌های خالی آب می‌ریختند و در پشت هر کدام از آنها شمعی قرار می‌دادند تا نور زیبایی به روی لته‌ها منعکس شود.

«ساباتینی»  در کتاب خود که در سال ۱۶۳۸ میلادی منتشر گردیده است ابتکار زیرکانه‌ برای تاریک کردن صحنه به کاربرد، بدین معنی که استوانه‌های فلزی روی شمع‌ها پائین می‌آمدند و باعث کم شدن نور می‌شدند. معمار دیگری از ایتالیا به نام «داویگولا»  چنان که در کتاب نورپردازی در تئاتر نوشته امین شهیری از وی نقل‌قول شده است گفته است: «که زاویه ایده‌آل برای تاباندن نور به یک شیء، در امتداد قطر یک مکعب شیشه است.»

در همین کتاب در جایی دیگر در مورد «جوزف فور تنباخ»  معمار آلمانی آمده است که وی در سال ۱۶۲۸٫ م صحنه را که مایل به طرف تماشاگران بود و در جلوی آن محل ارکستر قرار داشت و دیواری نوازندگان را از تماشاگران جدا می‌نمود این‌گونه توصیف کرده است: «… در روی دیواره داخلی نوازندگان، رو به صحنه، ردیف چراغ‌های نفتی قرار داشت که بعداً «نور پای صحنه» نامیده شدند و در طرفین صحنه نیز چراغ‌های نفتی تعبیه شده که روی پایه‌های عمودی به طرف صحنه نصب گردیده بود».

به نظر می‌رسد فورتنباخ در همان زمان مسافرتی کوتاه به ایتالیا کرده باشد که چراغ‌های پای صحنه را در آنجا دیده و توصیف کرده است.

در انگلستان در اواخر قرن شانزدهم و در اوایل قرن هفدهم تئاتر عمومی دوره الیزابت محل اصلی برگزاری نمایش های تئاتری در هوای آزاد اجرا می‌شد در این زمان، تنها چند تئاتر در هوای آزاد وجود داشت در صورتی که تئاترهای بسته تعدادشان کمتر بود و مشهورترین آنها تئاتر «بلاک فریارز»  یا راهب‌های سیاه بود.

در این تئاترها شمع تنها منبع اصلی روشنایی در صحنه‌ها بود. در سال ۱۶۰۰ نمایشنامه‌های با ماسک مخصوص در دربار انگلستان رواج کامل داشت و مشهورترین کسانی که در این رشته نام‌آور بودند «بن‌جانسون»  و «اینگو جونز»  بودند.

جونز در سال ۱۵۷۳ متولد شد او از تئاتر ایتالیا چیزهای زیادی را پس از بازگشت از سفرهای اروپائی آورد از جمله فرم طلاقی مانند جلو صحنه و طریقه پیشرفته استفاده از نور. سال‌ها بود به علت آنکه بعضی از آنها دارای مخزن نفت و فتیله شناور بودند به «چراغ‌های شناور» و یا «شناور» مشهور شدند.

چراغ‌های بالای صحنه به صورت چند حلقه که در روی هر حلقه یک ردیف شمع روی محیط آنها قرار داشت از سقف آویزان می‌شدند. در طول قرن هفدهم در پاریس در هتل «بورگین»  که محل آن به فرم چهارگوش ساخته شده بود. بالای صحنه چلچراغ‌های بلورین از سقف آویزان شده بودند و چراغ‌های پایین صحنه را ردیف لامپ‌ها یا چراغ‌ نفتی‌ها تشکیل می‌دادند.

هنگامی که «تئاتر انگلیس»  در سال ۱۶۶۰ برای بار دیگر جان گرفت تمامی ایده‌اش را کلاً از فرانسه گرفته بود،  متأسفانه این اطلاعات در مورد نور صحنه از نو به پا خاسته مشخص نیست معلوم نمی‌کند چه وسایلی در صحنه و کدام مواد را در سالن تماشاگران به کار بردند.

مثلاً برای یک سالن تئاتر در دربار به نام میدان «کوک پیت»  بیست شاخه زیبای طلایی رنگ وجود داشت که هر کدام دارای سه جای شمع بودند. برای یک نمایشنامه با ماسک که در سال ۱۶۷۵ در «وایت هال» اجرا می‌شد ۹۶ عدد شمعدان و صفحات قلعی برای انعکاس نور مورد احتیاج بود که شمعدان‌ها و جای شمع‌ها در پشت حباب‌هایی میخ شده بود.

در لیست تهیه ملزومات برای یک نمایشنامه در سال ۱۶۷۰ تا ۱۶۷۱٫ م از وسیله‌ای فلزی  نام برده شده است که برای حفر گودال‌هایی جهت نصب چراغ‌های پای صحنه از آن استفاده می‌شده است که بعداً این گودال تبدیل شد به یک جعبه از ورقه باریک فلزی با یک ماسک ضدنور در طرف تماشاگران در این جعبه تعدادی چوب‌پنبه شناور وجود داشت که از میان آن فتیله پنبه‌ای می‌گذراندند و آن را درون روغن می‌گذاشتند.

در ایتالیا کاربرد نور در صحنه آن‌گونه بود که شدت نور شمع‌ها و چراغ‌های روغنی محدود بود. از این‌رو تأمین نور با شدت کافی اولویت بیشتری از کاربرد نورپردازی پیدا کرد. باید گفت تعدادی از اصول نظری درباره هنر در دوران رنسانس قاعده‌بندی شد که هنوز در دوران ما معتبرند. «لئون دوسومی» اظهار داشته است که: «در تراژدی باید نور کمتری از کمدی وجود داشته باشد».

نورپردازی در قرن ۱۸:
در اواخر قرن هجدهم انقلاب صنعتی اروپا شروع می‌شود و به این دلیل زغال‌سنگ اهمیت روزافزونی پیدا می‌کند. انرژی موجود در این ماده، چرخ‌های کارخانه‌ها و ماشین‌ها را به گردش درمی‌آورد.

زغال‌سنگ را نمی‌شد مستقیماً به عنوان سوخت چراغ مورد استفاده قرار داد ولی رفته‌رفته کشف گردید که اگر این ماده را در مخازن سرپوشیده حرارت دهند گازی تولید خواهد شد که در مجاورت هوا شعله‌ور گردیده و نور تولید می‌کند و در نتیجه می‌توان آن را به عنوان منبع تولید نور مورد استفاده قرار داد.
پس از گذشت مدت زمانی یک نوع چراغ روغنی به بازار آمد که منبع سوخت آن در پهلوی آن نصب شده بود تا شاید روغن غلیظ چراغ، بهتر به فیتیله آن برسد ولی سایه مزاحمی به وجود می‌آورد که با نصب منبع در پایة چراغ رفع گردید. در نیمه قرن نوزدهم از یک پیچ برای بالابردن فیتیله چراغ استفاده شده و به وسیله یک مهره که در پایه چراغ تعبیه شده بود دائماً فشاری روی سطح روغن وارد می‌کرد و از این طریق فشار، سوخت چراغ از راه یک لوله نازک به فتیله می‌رسید.

مدت زمانی هم نوع دیگری چراغ معمول شد که منبع سوخت آن در یک طرف پایه نصب شده بود. یک بطری روغن وارونه در ظرفی قرار داشت که کم‌کم روغن غلیظ نباتی از آن خارج می‌شد و به وسیله یک لوله نازک به طرز یکنواخت به فیتیله چراغ می‌رسید. به این جهت شعله آرام بود. پس از گذشت سال‌ها از چراغ‌های نفتی برای روشنایی صحنه‌های تئاتر استفاده شد.

با استفاده از این چراغ‌ها در صحنه، نه تنها مشکلاتی را رفع نکرد، بلکه مورد گله بیشتر تماشاگران قرار گرفت. زیرا این چراغ‌ها با بوی بد روغن سوخته، هم بازیگران و هم تماشاگران را به شدت ناراحت می‌کرد که پس از مدتی این دو اشکال یعنی چکیدن شمع‌ها را توسط تغییر مکان دادن آنها و بوی بد روغن سوخته را به وسیله نصب تورهایی در سقف برطرف نمودند.

در اواخر قرن ۱۸ چراغ‌های روغنی به فتیله و دودکش شیشه‌ای مجهز گشتند و بدین وسیله توانستند نور یکنواخت و روشن‌تری به وجود آورند. در طی همین دوران یکی از تئاترهای لندن به نام «هی‌مارکت»  از شیشه‌های رنگی استفاده کرد و در سال ۱۷۷۸ اولین سری نورهای رنگی صحنه در تئاتر «رویال گازت»  در امریکا مورد استفاده قرار گرفت. در قرن هجدهم در انگلستان «داوید گاریک»  رئیس و سرپرست بازیگران به پیشرفت‌های بزرگ در امر نور و صحنه‌آرایی دست یافت.

وی ایده‌های زیادی را از فرانسه با خود به انگلستان آورده است چون در آن زمان فرانسه در فن‌نوآوری وسایل نوری به طور محدودی از تئاتر انگلستان جلوتر بود. «گاریک» که در سال ۱۷۴۷ مدیر تئاتر «دروری لین»  لندن شد، تا سال ۱۷۷۶ که دیگر بازنشسته شده بود، ادارة تئاتر انگلیس را به عهده داشت او احتمالاً برای اولین بار با قراردادن چراغ‌ها در پشت طاق جلو صحنه و همچنین نصب چراغ‌ها در قسمت اصلی صحنه آغازگر این کار شد و این عمل سبب گردید که بازیگران بتوانند در مواقع لزوم پشت طناب‌های پرده بایستند.

در پایان و با سپری کردن از فراز و نشیب‌های طراحی نور برای صحنه به دورانی که به دوران الکتریسیته معروف است اشاره می‌کنم طی هزاران سال تنها منبع نوری که در اختیار بشر قرار داشت شعله‌ای بود که از سوختن چوب، و روغن چراغ و یا شمع ایجاد می‌شد. اما در ۲۰۰ سال گذشته منابع دیگری که نور تولید می‌کنند کشف گردید. از آن جمله می‌توان به چراغ‌های توری، چراغ‌های زغالی، لامپ‌های تنگستن و لامپ فلورسنت که با الکتریسیته نور ایجاد می‌کردند اشاره کرد.

این اشکال پیشرفته در منابع نوری، امتیازات بی‌شماری را نصیب هنردوستان تئاتر کرد و تعبیرات زیادی را در روش‌های بازی تئاتری و هنری او به وجود آورد. با کشف الکتریسیته و پیشرفت طرز تقسیم برق، نقش نور و روشنایی اهمیت بیشتری یافت، از این هنگام به بعد است که در تئاتر، نور یکی از عوامل هنرآفرینی شد و اساس صحنه‌سازی را دگرگون کرد.

شناختن وسایل برقی و استفاده از باطری‌های الکتریکی مشکل کار را یکی پس از دیگری برطرف نمود. در سال ۱۸۰۰ در اروپا برق اختراع شد و «ولتا»  نخستین پیله الکتریکی را به وجود آورد و برای اولین بار «داوی»  نورافکن زغالی را ساخت که با استفاده از پیل و الکترودهای زغالی یک نوع ماده تولید کرد. ولی ده‌ها سال طول کشید تا توانستند از آن برای روشنایی تئاترها استفاده کنند. در این قسمت به اهمیت و کاربرد نور در هنر تئاتر می‌پردازیم.

نور در نمایش:
این موضوع کاملاً واضح است که نور یکی از عوامل فنی ایجاد یک نمایش است این عامل معمولاً در نهایت مورد توجه قرار می‌گیرد. به نظر می‌رسد عامل روشنایی و تنظیم نور یکی از ابزار اساسی کارگردان در ایجاد یک نمایش صحنه‌ای می‌باشد و می‌تواند به بازی در صحنه شکل‌های هنرمندانه و طرح‌های یک اثر تئاتری کمک کرده و آنها را جلوه‌گر کند تا مقصود کارگردان را هر چه بهتر به نمایش بگذارد.

شاید بتوان گفت اهمیت نورپردازی در تئاتر اگر از دیگر عوامل پدید آورنده یک نمایش همچون موسیقی، دکور و … بیشتر نباشد، کمتر نیست. نور در تئاتر عاملی است که می‌تواند با عوامل دیگر نمایش همگون شده و آنها را با هم تلفیق نماید. «در دهه‌های اخیر، نورپردازی تبدیل به یکی از مهمترین عناصر تصویرسازی در صحنه تئاتر شده است. علت این امر تأثیر شدید نور در ایجاد حال‌ و‌ هوای خاص صحنه و انتقال سریع این حال و هوا، حتی سریع‌تر از بازیگر به تماشاگران است.»  حال به چند مورد از موارد استفاده نور در صحنه نمایش اشاره می‌شود:

الف: معرفی زمان، وضع هوا و فصل:
نور می‌تواند اشیاء را در ساعتی از روز، شرایط آب و هوا و همچنین فصول مختلف سال را نشان دهد، همچنان که زمان می‌گذرد و غروب می‌شود. اطاق تاریک و شدت نور کم می‌شود و با کم شدن نور، رنگ قرمز خورشید سردتر و آبی‌تر می‌شود و خود اشعه از یک حالت مشخص عمودی به صورت محور افقی تغییر می‌کند. در تئاتر از تعبیر شدت نور به عنوان گذشت زمان، شب و روز و ایجاد ساعات مختلف روز استفاده می‌کنند.

http://louie.dekoninck.co.uk/images/stagelighting1.JPG

ب: تأکید بر اشیاء:
حذف قسمت‌های کم‌اهمیت‌تر صحنه و واضح‌تر کردن قسمت‌های مهم‌تر و تأکید روی آنها و تمرکز نور در قسمتی که کنش و واکنش اصلی صحنه، جلوه دادن نمایش از منظر بازیگران و … از کارکرد اساسی نور است. نور می‌تواند تنها عنصری را نشان دهد که لازم است به چشم آید یعنی قرار است تأکید بر آنها باشد. نور می‌تواند قسمت معینی از صحنه را انتخاب و روح یا رنگ تأکید را بر رویش بتاباند.

ج: کمک برای کنترل فضا و حالت صحنه:
نور اثر سازنده‌ای در حالت‌های مختلف صحنه نمایش دارد. غالباً با زیاد کردن مقدار نور (یا به وسیله کم‌رنگ و پررنگ کردن نور) برای تبدیل و تعویض حالتی مثلاً حالت شاد به حالت افسرده استفاده می‌شود.

در صحنه تئاتر با نور رنگی می‌توان حالات مختلف را به تماشاگر القا نمود. رنگ‌های سرد و ملایم می‌تواند به خلق فضاهای افسرده کمک شایانی کند. از ترکیب و گسترش رنگ و جهت نور به شیوه‌های مختلف می‌توان به ایجاد حالت‌های بسیار متنوع دست یافت.

د: کمک در ترتیب دادن شکل صحنه‌های گوناگون:
نورپردازی صحنه تئاتر هنگام بازسازی طبیعت به ندرت موفقیت‌آمیز می‌شود. تفاوت بین روشنایی برای واقع‌گرایی و یا واقع‌گرایی تئاتری این است که در اولی مسئول نور نیاز به پنجره یا تثبیت‌کننده‌های نور دارد که معمولاً به وسیله ابزارهای نوری تولید می‌شود، در حالی که برای یک واقع‌گرایی تئاتری مسأله منابع نوری قابل اهمیت نیست و گاهی برای ایجاد فضای به خصوص، رنگ‌هایی به کار برده می‌شود که در زندگی حقیقی دیده نشده‌اند.

ﻫ: کمک به درک و تفهیم متن نمایشنامه:
نور می‌تواند یکی از عوامل مؤثر و یاری‌دهنده به درک و تفهیم متن نمایشنامه و بیان ارزش‌های آن در تئاتر باشد. کار نور آن است که به تماشاگران کمک کند تا مفهوم مناسب نمایشنامه را دریابند یکی از مهم‌ترین عواملی که کارگردان را در القاء و مفهوم نمایش یاری می‌دهد آشنایی با خواص نور و نورپردازی صحنه تئاتر است.

و: ضعف و تقویت عناصر بصری اجرا:
طراح نور می‌تواند عناصر بصری اجرا یعنی حرکات بازیگران، دکور، گریم، لباس، و … را تقویت کند و یا به گونه‌ای دیگر تغییر یابد. نور می‌تواند با شدت خود، گریم بازیگر را بیشتر جلوه‌گر کند و بر آن تأکید ورزد و یا با کم کردن نور بر بازیگر، دکور، لباس و دیگر عناصر بصری صحنه تئاتر بر کم‌اهمیت کردن آن تأکید می‌کند.

ز: بیان شیوه و اجرا:
نور از طریق تأثیری که بر فرم می‌گذارد می‌تواند بیان کننده سبک و موضوع نمایشنامه باشد برای مثال در نمایشنامه‌هایی که به شیوة اکسپرسیونیسم اجرا می‌گردد «از نظر شیوه و سبک اجرایی، طراحی چهره، لباس، نورپردازی، صحنه‌آرایی، بازیگری همه به گونه‌ای شگفت‌آور، تلخ و ترسناک، رمزآمیز، بزرگ مقیاس است و از منظر نورپردازی از تمهیدات خاص از جمله استفاده فراوان از (سایه‌روشن) یا تاریکی است چون در این‌گونه نمایشنامه‌ها اغلب دارای صحنه‌های متعدد است در بسیاری از صحنه‌ها به علت دشواری ساخت آنها با تمهیدات نورپردازی، عکس، اسلاید، و فیلم شگردهای خاصی را به وجود می‌‌آورند در این‌گونه نمایشنامه‌ها نورپردازی به گونه‌ای است که سایه بازیگران کشیده شده و ایجاد توهم و ترس و خیال را در ذهن تماشاگران به وجود می‌آورد.»

ح: ایجاد عمق:
یکی از هدف‌های نورپردازی، عمق دادن به صحنه و جداکردن بازیگر از فضای پشت سرش و ایجاد توهم بعد است، نور به ایجاد سایه‌روشن و پدید آوردن ابعاد مختلف کمک شایان توجهی را می‌کند.

ط: تأثیر نور در متغیر نمودن فضای صحنه نمایش:
نور تأثیر زیادی در متغیر نمودن شکل صحنه نمایش دارد به طوری که می‌توان به سادگی با تعویض نورها یا به کاربردن روش‌ها و شیوه های مخصوص نوری، صحنه نمایش را به کل تغییر داد.
۴- نتیجه‌گیری:
عده‌ای تئاتر را جامع‌ترین و رساترین بیان ذوق و اندیشه انسانی می‌دانند و به خاطر اهمیتی که در نزدیک کردن افراد بشر و تأمین تفاهم و دوستی ملت‌ها با هم دارد به آن ارج می‌نهند، و می‌توان گفت تئاتر شبیه سازترین هنرهاست.

تئاتر آمیزه ای است از بسیاری هنرها که بدان وسیله، گروهی از هنرمندان درصدد برقراری ارتباط با بینندگان برمی‌‌آیند در هنر تئاتر گروهی شامل بازیگران، طراحان و بالاخره نورپردازان تلاش می‌کنند داستانی را با تماشاگران هنر خود به گفتگویی تصویری بنشینند. تئاتر می‌کوشد احساسات تماشاگران را به وجد آورد تا او را به تجارب گذشته‌اش نزدیک گرداند.

«جورج پیرس بیکر»  می‌گوید: «نمایش کوتاه‌ترین فاصله بین دو احساس است.»  بازیگر از طریق نحوه تفسیر بازی خود در قالب نمایشنامه آن را برای بیننده قابل فهم می‌کند.

امروزه طراحی نور برای صحنه تئاتر به عنوان یکی از اساسی‌ترین کارهای نمایشی شناخته شده است و باید آن را یکی از اجزای لاینفک این هنر به حساب آورد.

آدولف آپیا  در این باره می‌گوید: «نور صحنه بیان‌کننده زمان و مکمل حالتی از زندگی است». نور فضا را برای بازیگر و تماشاگر ثابت و محدود نگه می‌دارد. طراحی صحنه تئاتر برخلاف سایر هنرهای بصری وابستگی مستقیم به نور دارد و نقش عمده‌ای را ایفا می‌کند.

لذت درک و شناخت فن نورپردازی وابسته است به دانش توأم به احساس برای پیشبرد یک صحنه دراماتیک و نتیجه، آن که نور تاکنون در پیشرفت و تکامل هنر تئاتر سهم عمده‌ای داشته است.

اگر قرار است تئاتر چیزی بیشتر از یک واسطه بازسازنده باشد باید واقعیت را فشرده و خلاصه کند باید به بینش‌ شخصی ما از زندگی استقلال بخشد و تداعی‌های اندیشه و احساس را برانگیزاند. مهارت تکنیکی به خودی خود بی‌معناست شکوه و جلایی نخواهد داشت. لذا فقط با تشدید و خلوص نیست و با کاربرد هوشمندانه مهارت تکنیکی است که، می‌توانیم تکلیف واقعی‌مان را انجام دهیم. یعنی خلق زبان از طریق به سخن واداشتن تئاتر.

http://www.icexcellence.com/imgs/site/ntext/bambi_big2.jpg

سیدمحمدامین اصلانی
منابع و مأخذ:
اصول نورپردازی در تئاتر: امین شهمیری – نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ۱۳۶۶٫
امکانات صحنه: امین شهمیری – نشر نی – چاپ اول ۱۳۸۳٫
نور و نورپردازی: آندرئاس فینینگر – ترجمه: سیدامیر ایافت، نشر سروش – چاپ دوم ۱۳۸۳٫
طراحی صحنه: مهدی ارجمند – نشر قطره – چاپ اول ۱۳۸۳٫
شناخت عوامل نمایش: ابراهیم مکی – نشر سروش – چاپ چهارم ۱۳۸۳٫
اصول کارگردانی تئاتر: احمد دامود – نشر مرکز – چاپ چهارم ۱۳۸۱٫
تاریخ تئاتر جهان: اسکار. گ. براکت – ترجمه: هوشنگ آزادی‌ور – جلد اول، نشر مروارید، چاپ سوم ۱۳۸۰٫
نور در تئاتر: عبدالخالق مصدق – نشر سمت – چاپ سوم ۱۳۸۳٫
مکتب‌های ادبی: رضا سیدحسینی – نشر نگاه – جلد اول – چاپ سیزدهم ۱۳۷۱٫
گزاره‌گرایی در ادبیات نمایشی: دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی – نشر سروش – چاپ دوم ۱۳۷۷٫

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *